تبلیغات
سفر بارانی
سفر بارانی



سفرنامه آنتالیا روز چهارم

روز چهارم سفرمون قرار بود بریم مجموعه آکواریوم رو ببینیم . منم صبح زود بیدار شدم و کارامو انجام دادم و با باری و میم رفتیم برای صرف صبحانه حدود 9 صبح بود . رستوران شلوغ شده بود و معلوم بود که مسافرا اومده اند . ما صبحانه رو خوردیم و من طبق معمول هر روز از روی میز صبحانه یک بطری آب معدنی برداشتم و یکی دو تا میوه برای زمانی که بیرون هستیم و احیانا" دسترسی به سوپرمارکت نداریم و البته فکر میکنم هر کسی که با بچه مسافرت میره این دوراندیشیها رو میکنه .
من و باری رفتیم توی محوطه هتل که بسیار زیبا بود و استایلش طبق قرن 16 آمستردام بود و ساختمان هتل با یک شیب 12 درجه نسبت به ساحل ساخته شده بود و ما مشغول عکاسی شدیمPhotographer .  ساعت 10:30حدودا" راه افتادیم باز سمت ایستگاه اتوبوس که بریم سمت آنتالیا . اون روز هوا بسیار عالی و آفتابی و گرم بود و من شلوار برمودا پوشیده بودمSun .



خیلی سریع اتوبوس اومد و ما سوار شدیم و دقیقا" روبروی میگروس مجموعه آکواریوم قرار داره .











ما یه کم پیاده رفتیم تا رسیدیم که اونجا شامل یه مجموعه است که چند طبقه هست و در هر طبقه هم یه قسمت رو جای دادند .



ما به طبقه اول رفتیم و اونجا یه ال سی دی بزرگ بود که یه ویدیو از داخل یه اسنو تاون رو نشون میداد و توجه مارو جلب کرد و گفتیم اول بریم اینجا و برف بازی کنیم Yah. ورودیش هم نفری 15 تله و باری هم فری بود . بهمون چکمه و ست کاپشن شلوار دادند و کوچکترین سایزش هم برای باری خیلی بزرگ بود ولی چاره ای نبود و باید همونو میپوشید . چکمه ای که به من دادند چون من جوراب نپوشیده بودم پامو زخم کرد پس بهتره که اگه اونجا رفتید حتما" با خودتون جوراب ببرید . ما وارد اسنو تاون شدیم و واااای خییلی سرد بود نمیدونم چند درجه زیر صفر بود ولی بسیاااار سرد بود .اول رفتیم کلی عکس انداختیم .



و بعد هم رفتیم تیوپ سواری . که کلی حال داد و باری هم که کلا" نترس و با من و میم هی سوار میشد .











وسط تاون هم یه کلبه خیلی خوشگل چوبی بود واسه نوشیدنی و میم گفت  که بریم  یه چیزی بخوریم  ولی من گفتم که حتما" گرونه و بیخیال  شدیم .




ما یک ساعتی اونجا بودیم و بعد از اونجا خارج شدیم . رفتیم به طبقه بعدی که آکواریوم بود وقتی قیمت ورودی رو متوجه شدیم مخمون سوت کشید بزرگسال نفری 35 دلار و باری هم حدود 20 دلار بود و ما یه حساب سرانگشتی کردیم و دیدیم برامون 300 هزار تومن خودمون آب میخوره و این بود که بیخیال دیدن آکواریوم شدیم و بعدا" دوستامون گلی اینا که از قرار توی ترکیه یه دوستی داشتند که واسه دیدنشون اومده بودند آنتالیا و یه روز کامل رو با هم بودند و اونا برده بودنشون آکواریوم و به ما گفتند که ورودی اصلی آکواریوم در واقع 35 تله هست نه دلار و فقط از توریستها به دلار پول میگیرند . من اینجا چند تا از عکسای آکواریوم رو که از گلی گرفتم رو میذارم . قشنگ بود و با دیدن عکسا دیدم که دوست میداشتم که میرفتم البته نه به دلار بلکه به قیمت تله .













بعد ما رفتیم طبقه آخر که یه سینما سه بعدی بود که قیمتش هم بالا نبود که یادم نیست چند بود ولی ما اونجا هم نرفتیم .



و گفتیم بریم فیر تراپی که حتما" برای باری هم جالب خواهد بود و من به میم گفتم برو بپرس ورودیش چنده و قیمتش نفری 15 تله بود و باری هم فری . یه کافی شاپ اون بالا بود که ما گفتیم توی اون هوای عاالی یه چای توی استکان کمر باریک بخوریم و واسه تجدید انرژی باری جانم هم یه بستنی خریدیم و بعد از تجدید قوا رفتیم واسه بازدید .











 اونجا انواع مار و سوسمار و رتیل و آفتاب پرست و لاک پشت و چند تایی هم پرنده بود و همونطوری که تصور کرده بودم واسه باری خیلی جالب بود و از اونجایی که از طرف مهدکودکشون باغ وحش رفته بود اصلا" نمیترسید و میچسبید به شیشه و با دقت نگاه میکرد و مدام سوال میپرسید .































اینجا هم از یه اتاق پشت قفس شیشه ای یه موش مرده رو برای تغذیه مار انداختند داخل ولی ما به نظرمون اومد که انگار به مارها یه دارویی چیزی داده بودند چون اصلا" تحرک نداشتند و به سمت طعمه هم حمله ور نشدند وبعد از یه مدتی ماره موش رو خیلی بی اشتها به دندان گرفت .















از اونجا که اومدیم بیرون از  فروشگاه کوچک کنار فیر تراپی من یه رویخچالی برجسته به شکل یک برکه آب که کنارش یه قورباغه نشسته بود رو خریدم که خیلی خوشگل بود .
حدود ساعت 1:30 ظهر بود که ما از مجموعه خارج شدیم و گفتیم حالا که تا اینجا اومدیم بریم روبروی میگروس که اون روز توی اتوبوس یکی از هم هتلیهامون آدرس یه مال بزرگ رو داده بود که میگفت خریدای خوبی از اونجا کرده بود . ما هم رفتیم و هر چی میرفتیم و از هر کی که میپرسیدیم کسی اونجا رو نمیشناخت و این بود که بعد از یه پیاده روی طولانی ما باز رفتیم داخل میگروس . یه چرخی توی میگروس زدیم و رفتیم داخل ال سی وای کی کی که خیلی خیلی شلوغ بود و پر از ایرانی . ما اول یه دوری زدیم و دیدیم که با وجود باری نمیشه درست خرید کرد که مدام بالا و پایین میپرید . جلوی فروشگاه یه محوطه بازی برای بچه ها درست کرده بودند که یه پسر جوانی مسئولش بود و ما دخترک رو سپردیم اونجا و مشغول خرید شدیم و میم هم مدام بهش سر میزد . من از اونجا با اینکه اول فصل بود و قیمتا آف نداشت ولی خریدای خیلی خوبی کردم به خصوص واسه بچه ها میشه خریدای خیلی خوبی کرد و من کلی لباس واسه باری خریدم که جنساشم خیلی خوب بود .
ما بعد از یک ساعتی خرید از اونجاییکه خیلی گرسنه بودیم رفتیم طبقه آخر میگروس و مک دونالد خوردیم که یه ساندویچ همبرگر خیلی کوچولو بود . بعد هم روانه هتل شدیم البته خسته و کوفته  و ما حدود 6 بعد از ظهر رسیدیم هتل و یه راست رفتیم توی اتاقمون و میم و باری از خستگی غش کردند و من هم رفتم استخر سرپوشیده هتل که یه کم سرحال بشم .
توی راه برگشت بالا به سمت اتاق یه قوری چای گرفتم و میم و باری رو بیدار کردم و بعد از نوشیدن چای و یه کم جمع و جور کردن خریدها رفتیم واسه شام و البته خوردن پاستای خیلی خوشمزه و برگشتیم اتاق و بیهوش شدیم .             



چهارشنبه 31 تیر 1394 | نظرات ()





آسی

اسفند 1395
بهمن 1395
مهر 1395
مرداد 1395
تیر 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
آبان 1394
مهر 1394

سفرنامه تایلند روز هشتم
سفرنامه تایلند روز هفتم
سفرنامه تایلند روز ششم
سفرنامه تایلند روز پنجم
سفرنامه تایلند روز چهارم
سفرنامه تایلند روز سوم
سفرنامه تایلند روز دوم
سفرنامه تایلند روز اول
سفرنامه تایلند 2016 - قبل از سفر و در مسیر راه
سفرنامه استانبول روز هفتم
سفرنامه استانبول روز ششم
سفرنامه استانبول روز پنجم
سفرنامه استانبول روز چهارم
سفرنامه استانبول روز سوم
سفرنامه استانبول روز دوم

فرسنگ
سفر - کوچ سرفینگ - تجربه متفاوت
خاطرات ما
خاطرات سفر (شیما و علی)
سفرجویان

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0