تبلیغات
سفر بارانی
سفر بارانی



سفرنامه تایلند روز هفتم

26 مارچ شنبه
امروز رو قرار گذاشته بودیم که توی هتل بمونیم و استراحت کنیم و هم از آفتاب و استخر خلوت و بسیار تمیز هتل استفاده کنیم
. پس صبح تا آخرین دقایق ممکنه خوابیدیم و ساعت 10 برای صرف صبحانه رفتیم . هتل خیلی خلوت بود و توی یک هفته اقامت ما در اونجا دو سه تا خانواده بیشتر ندیدیم . کلا" خیلی خیلی جای دنج و خلوتی بود . ما صبحانه رو خوردیم و به استخر هتل رفتیم که هیچ آدمیزادی توی اون دو سه ساعته دورو برش ندیدیم . من کل بدنم داغ بود و فکر میکنم بیشتر گرمازده بودم تا سرماخورده . ولی خوب این حال بد مانع استفاده از استخر نشد و کلی اون روز از آفتاب خوب لذت بردیم و شنا کردیم و آفتاب گرفتیم .













ظهر با سیب زمینی باقیمانده از شب قبل و یه کم آجیلی که با خودمون آورده بودیم خودمون رو سیر کردیم و استراحت کردیم .
ساعت 7 عصر هم حاضر و آماده بودیم تا با توک توک هتل بریم آئونانگ
.
توی یکی از کافه ها که موزیک زنده اجرا میکرد جا خوش کردیم و یه سیب زمینی عالی برای باری سفارش دادیم و خودمون هم محو تماشای جنب و جوش توریستها شدیم .



بعدش هم بلال آبپز خریدیم و مشغول تماشای مغازه ها شدیم و البته اون شب یه کم خرید کردیم هم برای خودمون و هم سوغاتی . کوله پشتی خیلی خوبی از یکی از مغازه ها خریدیم با چونه 600 بت که هم برای خودم خریدیم و هم برای مادرم . یه پری دریایی اسباب بازی هم برای باری که 180 بت شد .
بعدش رفتیم سراغ خریدن تور سه روز آینده و باز هم از همون دکه پسری که روز اول ازش تور خریده بودیم .
تورهایی که اون شب خریدیم :
27 مارچ یکشنبه : رافتینگ و فیش اسپا و شوی میمونها و شوی فیلها 800 بت نفری و باری فری
28 مارچ دوشنبه : جزیره جیمز باند با قایق موتوری نفری 1300 بت و باری 600 بت
29 مارچ سه شنبه : تور کایاکینگ نصف روز نفری 500 بت و باری فری
بعدش ما رفتیم سراغ ادامه خریدمون . صابون خوش عطر عالی خریدیم به قیمت 100 بت و 150 بت . دمپایی و عینک آفتابی خریدیم 199 بت . از فمیلی مارکت هم خوراکی خریدیم برای تور فردامون . همینطوری که راه میرفتیم و خرید میکردیم یکهو من چشمم خورد به یه داروخانه که گفتم بذار یه شربت بخرم که هم خودم بخورم و زودتر خوب بشم و هم باری . که یه شربت خیلی عالی خریدم به قیمت 290 بت .
دیگه ساعت نزدیک 12 شب شده بود و ما هم که با خوردن بلال کامل سیر بودیم و من که اصلا" اشتها نداشتم کلا" این چند روز رو رهسپار هتل شدیم و من به این امید که فردا خوب باشه حالم .




جمعه 22 بهمن 1395 | نظرات ()





آسی

اسفند 1395
بهمن 1395
مهر 1395
مرداد 1395
تیر 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
آبان 1394
مهر 1394

سفرنامه تایلند روز هشتم
سفرنامه تایلند روز هفتم
سفرنامه تایلند روز ششم
سفرنامه تایلند روز پنجم
سفرنامه تایلند روز چهارم
سفرنامه تایلند روز سوم
سفرنامه تایلند روز دوم
سفرنامه تایلند روز اول
سفرنامه تایلند 2016 - قبل از سفر و در مسیر راه
سفرنامه استانبول روز هفتم
سفرنامه استانبول روز ششم
سفرنامه استانبول روز پنجم
سفرنامه استانبول روز چهارم
سفرنامه استانبول روز سوم
سفرنامه استانبول روز دوم

فرسنگ
سفر - کوچ سرفینگ - تجربه متفاوت
خاطرات ما
خاطرات سفر (شیما و علی)
سفرجویان

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0