تبلیغات
سفر بارانی
سفر بارانی



سفرنامه تایلند روز ششم

25 مارچ جمعه
امروز قرار بود تور جزیره فی فی رو با قایق موتوری بریم . صبح حدود ساعت 7:30 و خیلی سخت از خواب بیدار شدیم . من کمی سوزش گلو داشتم . سریع یه کوله جمع کردم و مقداری هم پول برداشتم . تا بریم برای صبحانه ساعت 8:15 شد . دیروز که قرار بود ساعت 8:30 بیان ولی 9 اومدن ولی امروز 8:40 اومدن و در نتیجه ما نصفه کاره صبحانه رو رها کردیم و رفتیم تا سوار توک توک بشیم . کمی بعد سه تا پسر و یک دختر سوار شدند که از همون اولش میم گفت اینا آمریکایی هستند . توک توک ما رو ساحل آئونانگ پیاده کرد و ما رفتیم برای چسباندن تیکت هامون بر روی لباس .





از همه ملیت و تعداد نفرات رو میپرسیدند که اون پسرا نوشتن USA .
و ما متوجه شدیم که بللله حدسمون درست بوده . من با افتخار نوشتم IRAN
.
تیکت ما این بار مشکی بود و روز قبل سبز . یه کم بعد از ساعت 9 سوار قایق موتوری شدیم . وقتی سوار شدیم نوک قایق پر بود و ما قسمت سقفدار نشستیم که کمی بعد لیدر تور که یه پسر برنزه و شاد و خیلی اکتیو بود اومد گفت که نوک قایق جا هست . اگر کسی دوست داره بیاد که من و میم و باری رفتیم نوک نشستیم که از اولش هم دلمون میخواست نوک قایق باشیم که خیلی باحال بود وقتی با سرعت میرفت و آب با شدت به زیر قایق برخورد میکرد
.



لیدرمون خودش رو می سا چو معرفی کرد که طرز صحبت کردنش جوری بود که با بلندتر کردن تن صداش همه رو که تقریبا" داشتن چرت میزدن رو هوشیار میکرد . اون پسر آمریکاییا کنار ما نشسته بودند و به خصوص یکیشون خیلی از خود مچکر تشریف داشت و زیر لب به دختره که گویا دوست دخترش بود گفت لیدره دیوونست . توی سایت یکی از دوستان وبلاگ نویس خونده بودم که نوشته بود آمریکاییها بین کل توریستها بسیار خودشیفته هستن و انتظار دارند کل دنیا بهشون تعظیم کنن و به نظر ما هم دقیقا" اینطور اومدن .



کمتر از ده دقیقه به یه جزیره بسیار دنج و خلوت رسیدیم که می سا چو ادعا کرد این جزیره نامش جزیره می سا چو هست و همنام خودشه و فقط هم اون هست که مسافراشو میاره به اینجا
. اینکه هیچ کشتی اینجا نگه نمیداره مگر قایقهای خصوصی .





فقط هم گفت یه ربع وقت دارین واسه شنا و اسنورکلینگ . ما هم سریع پریدیم توو آب . خدا رو شکر باری امروز حالش بهتر بود و سرحال بود
.













ما یه کم شنا کردیم و از ماهی ها عکاسی کردیم و بعد سوار قایق شدیم .


می ساچو و پسر آمریکاییه و دوستش



بعد به Pileh Bay رفتیم .













که اینجا به همه جلیقه نجات داد و وسایل اسنورکلینگ و ما هم رفتیم توی آب .







بعد هم به Maya Bay رفتیم که خلیج کوچکی هست که با کوهها در اطراف پوشیده شده و ساحلی داره پوشیده از شنهای سفید و یکی از سکانسهای فیلم The Beach هم اینجا تصویربرداری شده .









اینجا هم 40 دقیقه زمان داشتیم برای شنا کردن و آفتاب گرفتن .
مکان بعدی Viking Cave بود که توقف چند دقیقه ایمون صرفا" برای تماشا و عکاسی بود .



مکان بعدی Monkey Beach که از توی کشتی میمونها رو تماشا کردیم و دیدن میمونهای روی صخره در حال تکاپو واسه گرفتن هندوانه های معلق در هوا که توسط توریستها پرتاب میشد برامون جالب بود . باری خیلی زیاد خوشش اومده بود
.









اینجا هم صرفا" برای سیاحت ساحل مرجانی و میمونها بود و باز ما توی قایق بودیم .
بعدش به Phi Phi Don رفتیم برای صرف ناهار در رستوران . می سا چو آدرس دقیق رستوران رو داد و 1:30 دقیقه زمان داد برای ناهار و ریلکس کردن در ساحل و تاکید کرد که قایق رو گم نکنین و نشونی قایق رو جلوی بیمارستان جزیره داد که اگر گمش کردین دنبال هاسپیتال بگردین و نشونیشو بپرسین . ما هم سعی کردیم جای دقیق قایق رو به خاطر بسپریم و همراه همسفرهامون رفتیم برای صرف ناهار . قبل از وارد شدن به رستوران همه با شیر آبی که جلوی در ورودی رستوران بود پاهامون رو شستیم که شن ها از پامون زدوده بشه . رستوران شلوغ بود و ما هم یه گوشه گیر آوردیم و نشستیم . ناهار اسپاگتی و فیش سوخاری بود و برنج و چند جور غذای عجیب و متاسفانه سالاد نبود و البته کافی و چای هم بود . ما هم کمی غذا خوردیم و بعدش هم برای رفع خستگی نسکافه زدیم و رفتیم سمت دیگه رستوران برای عکاسی و ریلکسی در ساحل .



یهو به ساعت نگاه کردیم دیدیم باید برگردیم سمت قایق . میم گفت اینجا آشنا نیست و خلاصه پرسیدیم دیدیم که بله هاسپیتال اون سمت جزیره هست و ما به همین راحتی قایق رو گم کرده بودیم
Begging . بدو بدو رفتیم اون سمت جزیره و آخرین نفرات سوار قایق شدیم .

مکان آخر برای ویزیت اون روز Bamboo Island بود که یه ساحل خیلی قشنگ بود با شن های سفید . ما اینجا 50 دقیقه وقت داشتیم برای استراحت و آفتاب گرفتن و شنا . ساحل خیلی شلوغ بود و توی اون سر و صدا نمیشد استراحت کرد . ما هم کمی شنا کردیم و یه بستنی به قیمت 120 بت برای باری و یه نارگیل هم برای خودمون به قیمت 120 بت خریدیم و روی حصیری که همراهمون برده بودیم نشستیم و مشغول خوردن شدیم . ما از مزه نارگیل خوشمون نیومد حالا نمیدونم اونی که خریده بودیم شیرین و خوشمزه شاید نبوده .







بعد از تموم شدن تایم همگی سوار قایق شدیم و رهسپار ساحل آئونانگ .
تور امروزمون خیلی خیلی عالی بود به خصوص تور لیدر که بسیار پرانرژی بود . مجری این تور هم مثل تور دیروزمون شرکت باراکوداس بود
.
حدود ساعت 4 به ساحل رسیدیم درست همون جایی که سوار شده بودیم . باز طبق معمول همه داخل تیپ باکس که در واقه جعبه جمع آوری انعام هست پول انداختیم و رفتیم که سوار توک توک بشیم . خیلی سریع و بدون معطلی توک توک ما رو به هتل رسوند . طبیعتا" بهترین کار ممکنه به خصوص برای من با حال بدی که هم تب داشتم و هم گلو درد جز خوابیدن چیز دیگری نبود .
دو سه ساعتی خوابیدیم و بیدار شدیم که بریم برای خوردن شام . باری به زور ساعت 9 شب بیدار شد و هی گفت گشنمه گشنمه و مرغ سوخاری میخوام . ما هم سریع حاضر شدیم و از رسپشن خواستیم برامون یه توک توک بگیره .


توک توک امشبمون نورپردازی قشنگی داشت

دقیقا" جلوی مک دونالد پیاده شدیم و مرغ سوخاری و دوبل برگر و چیکن برگر سفارش دادیم با نوشابه و سیب زمینی که شد 600 بت . باری دو تا گاز زد و گفت بد مزست و یه کم سیب زمینی خورد فقط . من هم سیب زمینی رو با سس مایونز آوردم هتل برای فردا که میخواستیم توی هتل باشیم و استراحت کنیم  که اگر باری گرسنش شد چیزی برای خوردن داشته باشیم .
بعد از شام هم به فمیلی مارکت رفتیم . تا وارد مارکت شدیم من جوری از فضای خیلی سرد اونجا لرز کردم که نتونستم بمونم و خرید رو به عهده میم گذاشتم و اومدم بیرون نشستم . بعد هم با توک توک برگشتیم هتل با همون کرایه 150 بت هر شب.               


یکشنبه 17 بهمن 1395 | نظرات ()





آسی

اسفند 1395
بهمن 1395
مهر 1395
مرداد 1395
تیر 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
آبان 1394
مهر 1394

سفرنامه تایلند روز هشتم
سفرنامه تایلند روز هفتم
سفرنامه تایلند روز ششم
سفرنامه تایلند روز پنجم
سفرنامه تایلند روز چهارم
سفرنامه تایلند روز سوم
سفرنامه تایلند روز دوم
سفرنامه تایلند روز اول
سفرنامه تایلند 2016 - قبل از سفر و در مسیر راه
سفرنامه استانبول روز هفتم
سفرنامه استانبول روز ششم
سفرنامه استانبول روز پنجم
سفرنامه استانبول روز چهارم
سفرنامه استانبول روز سوم
سفرنامه استانبول روز دوم

فرسنگ
سفر - کوچ سرفینگ - تجربه متفاوت
خاطرات ما
خاطرات سفر (شیما و علی)
سفرجویان

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0