تبلیغات
سفر بارانی
سفر بارانی



سفرنامه تایلند روز پنجم

24 مارچ پنج شنبه :
ساعت 7 صبح بیدار شدیم
و یک ساعت بعد حاضر و آماده با کوله جمع آوری شده از هر گونه وسیله لازم برای تور یک روزه در صبحانه خوری بودیم . باری خداروشکر بهتر بود ولی هنوز سرحال نبود و من اینو از شیطنت نکردنش میفهمیدم . خیلی بچه مثبت شده بود .
صبحانه هتل بسیار مختصر ولی کافی  بود که شامل نیمرو و مربا و کره و سوسیس و یه جور خوراک تایلندی و انواع نوشیدنی سرد و گرم و هندوانه و آناناس و کورن فلکس بود . یه جور پیراشکیهای رولی شبیه به بورکهای ترکیه هم بود ولی مزه شیرینی داشت و من خوشم نیومد . متاسفانه هر روز نان روی میز تست بود که میشد توی توستر گرمش کرد ولی خوب خیلی به مذاق میم که بربری خور اصله خوش نمیومد ولی من اوکی بودم
.





قرار بود ساعت 8:45 بیان دنبالمون و ما 8:40 حاضر و منتظر در لابی بودیم که با تعجب فراوان ساعت 9 اومدند . ما رسیدمون رو به راننده دادیم و سوار یه وانت مشکی رنگ شدیم که قبل از ما سه تا دختر چینی سوارش بودند .







سر راه دو نفر دیگه رو هم سوار کرد و خیلی زود رسیدیم به ساحل آئونانگ
. درست وقتی از وانت پریدیم پایین و توی حاشیه خیابون که کلی مغازه رنگ و وارنگ بود , روی لباس هر سه تامون یه تیکت سبز گرد چسبوندند و ما رو با دو تا دختر که لیدر اون روزمون بودند روانه ساحل کردند .



مجری تور امروز ما شرکت BARRACUDAS بود که فکر کنم به معنی یه جور ماهی باشه که مجری سه تا تور چهار جزیره و جیمز باند آیلند و هونگ آیلند در آئونانگه . تور فردامون هم با این شرکت بود .
در حین چک کردن اسامی تور میم باری رو غرق در ضد آفتاب کرد و خودمون هم کلی ضد آفتاب رو خودمون خالی کردیم که مبادا روز اولی زیاد از حد بسوزیم .
با همسفرامون که چند تا تایلندی و چینی بودند سوار لانگ تیل شدیم
. یه مسیر چند متری رو توی آب رفتیم تا به قایق برسیم و همون اول تا بالای زانو خیس شدیم و لازمه که لباسی تن کرده باشین که احیانا" خیس نشه مثلا" شلوارک یا پیراهن یا شلواری که بشه پاچشو بالا زد .
لانگ تیل قایق بومی سواحل تایلند مخصوص گشت و گذاره که چوبیه و ظاهر جالبی داره . به محض سوار شدن به همه جلیقه نجات دادند . لیدرمون با لهجه غلیظ تایلندی و به زبان انگلیسی توضیحات لازم رو میداد .





حدود بیست دقیقه بعد به جزیره اول به  نام Phra Nang رسیدیم .







جزیره یک صخره داشت که تعدادی هم داشتند صخره نوردی میکردند و در حاشیه اون هم یه غار کوچک بود که زیبا بود . اما از ساحل زیبا و منظره دریا هر چی بگم کم گفتم . میشد توی دریا هم شنا کرد و به ما 40 دقیقه وقت توقف داده بودند . ما ترجیح دادیم همین اول صبحی نریم توی دریا و قدم زدیم و عکاسی کردیم و به تماشای توریستا نشستیم . هوا هم خیلی خیلی گرم بود
و ما هر چند دقیقه جرعه ای از آبمیوه های خنکی که یک از شب تا صبح توی یخچال بودند و حسابی خنک بنوشیم .









همه سر وقت سوار قایق شدیم و رفتیم سمت Chicken Island که متاسفانه داخل جزیره نمیشد رفت و نزدیکش توقف کردیم و لیدر باحال تورمون هر خانواده رو سمت نوک قایق میفرستاد تا با ویو قشنگ چیکن آیلند ازشون عکس یادگاری بگیره البته با دوربین شخصی هر کس . ما هم همینطور . عکسمون قشنگ شد
.









بعد وقت اسنورکلینگ بود و به هر کی ملزوماتش رو دادند که شامل یه عینک بزرگ غواصی بود که تا روی بینی میومد و یه لوله بلند که از طریق اون میشد از هوای بیرون تنفس کرد . من عینک شنا با خودم برده بودم و وسایل اسنورکلینگ نخواستم چون موجهای دریا خیلی زیاد بودند و من میترسیدم که مدت زیاد روی آب شناور بمونم و در نتیجه از قایق دور بشم و به تن داشتن جلیقه نجات هم بیشتر آدمو روی آب معلق نگه میداشت و همش باعث کج و ماوج شدن آدم میشد . باری همون اول گفت که نمیاد توی آب و نشست توی قایق و مشغول تماشا شد . چند نفری هم توی قایق موندند . من هم دوربینمو به مچ دستم محکم چفت کردم و به همراه میم پریدم توی آب . آب خیلی خیلی سرد بود . دنیای زیر آب خیلی خیلی قشنگ بود ولی ماهیهاش خیلی شیطون بودند و درست  واینمیستادن تا ازشون عکس بگیرم 
.







یه کم که توی آب تلو تلو خوردیم میم که حسابی از این وضع کلافه شده بود رفت بالای قایق و جلیقشو درآورد و باز پرید توی آب . ما بعد از کلی دست و پا زدن توی آب اومدیم بالا توی قایق . تایم اسنورکلینگ 30 دقیقه بود و جریمه آسیب به لوازم اسنورکلینگ 2000 بت . بعد از اسنورکلینگ بهمون آب معدنی دادند .

توقف بعدی در جزیره Tup Island بود . این جزیره در امتداد  Koh Dam Khuan واقع شده . در اثر جزرو مد , آب دریا از ساحل شنی سفید جدا شده و ساحل سنگ آهکی به طرز شگفت انگیزی به شکل یه نوار طویل دو جزیره رو به هم وصل کرده .
 اول که از قایق اومدیم پایین علیرغم اینکه وقت نهارمون بود ترجیح دادیم در امتداد راهی که دو جزیره رو به هم وصل میکرد بریم . مناظر خیلی خیلی قشنگ بود و ما هم کلی عکس قشنگ گرفتیم .









بعدش لیدرهامون بساط نهار رو چیدند که شامل مرغ و سبزیجات سرخ شده بود با برنج . ما هم حصیرمون رو پهن کردیم و مشغول خوردن شدیم و انصافا" هم کلی گرسنه شده بودیم . به طور کلی خوب بود . البته باری جان لب به غذا نزد .







یه میمون خیلی بازیگوش یه گوشه کنار سنگها بود که توجه همه رو به خودش جلب کرده بود به خصوص بچه ها . باری هم که عاشق حیوانات کلی تماشا کرد
.



توی این جزیره هم حدود 45 دقیقه توقف داشتیم .



جزیره بعد Poda Island بود که توقف اینجا هم یک ساعت و 35 دقیقه بود .





ساعت 1 ظهر بود که در جزیره پودا آیلند بودیم و تا 2:35 ظهر اونجا موندیم . ما حصیرمون رو پهن کردیم و وسایلمون رو گذاشتیم و رفتیم واسه آبتنی توی دریا .







بعد هم یه آناناس خوشمزه خریدیم و حسابی خودمون رو تقویت کردیم .



یه کم توی آفتاب لم دادیم و خیلی زود زمانمون تمام شد و روانه قایق شدیم .





قبل از رسیدن به ساحل آئونانگ لیدرمون طبق رسم تورها خواست که هر مبلغی که دوست داریم و اگر از تور راضی بودیم و خوشمون اومده توی تیپ باکس بندازیم و همه هم این کار رو کردند .
 قبل از ساعت 3:30 بود که ما سوار توک توک شدیم و جز ما یه خانواده چینی که یه پسر کوچیک داشتند سوار بودند که البته هم توری بودیم .
 توک توک ما  رو خیلی سریع رسوند هتل . باری یه کم بیحال بود و دوش گرفت و شربتشو خورد و خوابید . میم هم داخل اتاق نیومده شیرجه زد توی استخر و بعدش دوش گرفت و اونم خوابید . من هم دیدم که فعلا" حوابم نمیاد رفتم روی یکی از نیمکتای چوبی دور استخر دراز کشیدم که یه آفتابی هم گرفته باشم و بعد از یه آبتنی دلچسب یه استراحت یکی دوساعته کردم . حدود ساعت 7 غروب بود که بیدار شدیم و حاضر شدیم که بریم واسه گشت شبانه در آئونانگ . مسئول رسپشن هتل زنگ زد و برامون یه توک توک گرفت . 150 بت پرداختیم و اول آئونانگ پیاده شدیم .



توک توکای کرابی خیلی باکلاس بودند با نورپردازی که آدم تصور میکرد وسط پارتیه

اول از همه رفتیم که باری کوچولو که از صبح غذایی نخورده بود رو سیر کنیم و مثل شب قبل رفتیم مک دونالد . شام باری 185 بت شد .



بعد قدم زنان مغازه ها تماشا کردیم و چند تا خرید کوچولو کردیم . قیمتا توی کرابی خیلی مناسب بود و این آدمو وسوسه میکرد واسه خرید . من پیراهن خریدم با تخفیف 400 بت . میم تیشرت خرید 240 بت .





ما برای شام رفتیم رستوران ایتالیایی البته به خیال یه پیتزا با حدود مزه ای که ایران خورده بودیم ولی غافل از اینکه پیتزای ایتالیایی شامل یه نون با مزه ترشیده است با رب و پنیر بسیار کم
. برای رفع گرسنگی خوردیم . سیب زمینی و سالادش خوب بود . همین سه مدلی که سفارش دادیم شد 820 بت .












به لطف مهربانی گارسون باری حوصله اش سر نرفت

بعد از شام یه مرکز ماساژ پیدا کردیم که طبقه بالای یک مغازه بود با دیوار شیشه ای که میشد از اون بالا خیابون رو دید
. ما هر سه تامون ماساژ پا نیم ساعته خواستیم به قیمت نفری 150 بت . واسمون برای بار اول خیلی هم جالب بود و هم لذت بخش . باری که با چشمای گرد شده و با کنجکاوی و علاقه فراوان تمام حرکات ماساژور رو زیر نظر داشت . ماساژورامون هم سه تاشون هی زیر لب به تایلندی راجع به باری یه چی به هم میگفتن و ریز ریز میخندیدند .



اولین تورمون خیلی بهمون خوش گذشت و خیلی لذت بردیم و با ذوق برنامه فردا با توک توک رهسپار هتل شدیم .





شنبه 10 مهر 1395 | نظرات ()





آسی

اسفند 1395
بهمن 1395
مهر 1395
مرداد 1395
تیر 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
آبان 1394
مهر 1394

سفرنامه تایلند روز هشتم
سفرنامه تایلند روز هفتم
سفرنامه تایلند روز ششم
سفرنامه تایلند روز پنجم
سفرنامه تایلند روز چهارم
سفرنامه تایلند روز سوم
سفرنامه تایلند روز دوم
سفرنامه تایلند روز اول
سفرنامه تایلند 2016 - قبل از سفر و در مسیر راه
سفرنامه استانبول روز هفتم
سفرنامه استانبول روز ششم
سفرنامه استانبول روز پنجم
سفرنامه استانبول روز چهارم
سفرنامه استانبول روز سوم
سفرنامه استانبول روز دوم

فرسنگ
سفر - کوچ سرفینگ - تجربه متفاوت
خاطرات ما
خاطرات سفر (شیما و علی)
سفرجویان

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0