تبلیغات
سفر بارانی
سفر بارانی



سفرنامه تایلند روز دوم

صبح ساعت 8 بیدار شدیم و ساعت 9 رفتیم برای صبحانه . روز قبل برای سه روز اقامت ما توی هتل 6 تا کوپن صبحانه داده بودند . وقتی خواستیم وارد رستوران صبحانه خوری بشیم یه خانمی اونجا بود که کوپن ها رو برای ورود تحویل میگرفت که گفت باید واسه باری کوپن جدا بخرید 150 بت برای هر روز . هر چی من گفتم که بابا آخه مگه یه بچه 5 ساله چقدر میتونه صبحانه بخوره زیر بار نرفت که نرفت و ما هم گفتیم باشه و قرار شد به حساب اتاقمون منظور بشه و سه تایی رفتیم برای صرف صبحانه .
قسمت صبحانه خوری شلوغ بود و ما یه جا نزدیک میز گیر آوردیم و مشغول شدیم . صبحانه شامل خیار و گوجه فرنگی و هندوانه و آناناس و پاپایا و کاهو و کره و مربا و تخم مرغ پخته و نیمرو و انواع نان تست و کراسان و سوسیس پخته و کالباس پخته و نوشیدنی گرم و سرد و چند مدل غذای تایلندی بود که البته ما بهشون لب نزدیم . کلا" صبحانه اش خوب و کامل بود و اگر باری یه بچه غذا خور بود 150 بت می ارزید ولی خوب دخترک ما فقط چند لقمه نیمرو خورد و چای
.
بعد از تموم شدن صبحانه رفتیم بالا تا من با فرودگاه تماس بگیرم و در مورد ساعت رسیدن چمدان بپرسم که گفتند چمدان رسیده و حوالی ظهر میرسه هتل . من حتی پرسیدم که آیا باید هزینه تاکسی را ما بپردازیم که کارمند فرودگاه گفت نه فری هستش
.
بعد از سفرمون داشتم نت گردی میکردم که به یه سفرنامه کوالالامپور برخوردم که دقیقا" همین اتفاق براشون افتاده بود منتهی پروازشون با ایران ایر بود و سه روز طول کشیده بوده تا چمدان را براشون بفرستند و تازه خودشون رفتند فرودگاه واسه تحویل گرفتنش
. این هم از مزیت استفاده از خطوط هوایی غیر ایرانیه که همه چیشون حساب و کتاب داره ولی باز یه عده فقط و فقط به خاطر پروازای مستقیم و بدون کانکشن خطوط ایرانی با هواپیما های داغون حاضر میشن با اونا برن سفر در صورتیکه تاخیر و موارد بی نظمی دیده شده در خطوط هوایی ایرانی خیلی زیاده . ما که خودمون از بعد از این سفر به خصوص تصمیم نداریم با هیچ خط هوایی ایرانی بریم سفر تا جای ممکنه .
وقتی از بابت چمدان خیالمون کاملا" راحت شد حدود ساعت 11 زدیم از هتل بیرون برای پیدا کردن آژانس واسه خرید تورهامون . اول از همه از یه آقای چاق تایلندی دم هتل پرسیدیم که اظهار بی اطلاعی از آژانس کرد و بهمون گفت با تاکسی مخصوص هتل برید که هزینه فقط رفت و برگشت رو بهمون هزار و خورده ای بت گفت که ما هم گفتیم نه . از سمت چپ هتل راه افتادیم داخل خیابان پتچبوری .














مسجدی که در مسیرمون دیدیم و برامون جالب بود که به فارسی هم نوشته بودند

سه تا آژانس رو رفتیم که تور دریم وورد و سفری وورد رو با قیمت یکسان بهمون میدادند ولی همشون میگفتند سیام پارک رو تعداد کمی از توریستا میرن و باید وی آی پی بگیرین که ماشین فقط شما رو ببره و بیاره با قیمت بالا که ما قبول نکردیم باز . یکی از آژانسا قیمت 1700 بت نفری و یکیشون 1500 بت و اون یکی هم 1300 بت قیمت دادند تا اینکه ما همینطور توی اون گرمای سر ظهر لک و لک کنان نزدیک هتل شدیم که دیدیم ای بابا دقیقا" چسبیده به هتل آسیا یه آژانس هست و جالبه که دربان نه چندان مهربان هتل اظهار بی اطلاعی از وجودش میکرد و خلاصه ما در این سفر با تایلندیای سودجوی زیادی مواجه شدیم .






















آژانس کنار هتل آسیا

ساعت 12:30 ظهر بود که میم و باری رفتند داخل هتل واسه تحویل چمدان و منم رفتم داخل آژانس دم هتل خودمون که ببینم قیمتا چنده . یه خانوم مهربان تایلندی مسئولش بود و قیمت رو 1200 بت واسه ما و نصف قیمت یعنی 600 بت واسه باری گفت که من باز چونه زدم باهاش و گفتم که ما سه تا تور میخوایم بخریم ازت و تخفیف بده که قیمت توی بروشورشو نشون داد که قبلا" 1500 بت بوده و الان آف خورده و قیمتاش خیلی خوبه و خلاصه آخر سری قرار شد هر سه تا تور رو با قیمت یکسان 1100 بت و 500 بت برامون حساب کنه . منم چون پول کم داشتم گفتم که میرم پول بیارم . رفتم بالا توی اتاق که دیدم چمدانمون هم رسیده
و داخل یه کیسه بزرگ گذاشته بودندش و پلمپش کرده بودند . قیمت تور رو به میم گفتم و قرار شد تورهای برگشتمون به بانکوک رو هم بخریم که وقتی برگشتیم دیگه معطل تور خریدن نشیم .



من 100 دلار از رسپشن هتل چنج کردم و با بقیه پولها هر سه تا تور رو خریدم که 8100 بت میشد و 100 بت باز آخر سر تخفیف داد. جمعا" 8000 بت پرداختم . دریم وورد واسه فردا 22 مارچ - سفری وورد واسه 1 آوریل - سیام پارک واسه 31 مارچ
من آدرس هتل بعدی که توی بانکوک بووک کرده بودم رو هم به خانومه دادم و اونم شماره موبایلشو داد و قرار شد وقتی برگشتیم بانکوک بهش زنگ بزنم و شماره اتاقمون رو هم بهش بدم . رسیدها رو گرفتم و از آژانس خارج شدم .
حالا که دیگه چمدانمون هم رسیده بود با خیال راحت یه کم وسایلمون رو جا به جا کردیم و با پوشیدن مایوهامون رفتیم استخر روی بام هتل که آفتاب خوبی هم داشت
Sun. استخر در طبقه 13 هتل بود ولی آسانسور فقط تا طبقه 11 میرفت و از اونجا باید سوار آسانسور روبروش بشید و برید تا طبقه 13 و همون جا حوله هم میدهند .







ساعت حدود 1 ظهر بود و استخر و محوطه اش خالی . ما یه کم با هم شنا کردیم و یه کم عکس و فیلم و البته آفتاب گرفتیم . تا ساعت 4 استخر بودیم و بعدش همون جا دوشمون رو گرفتیم و رفتیم اتاقمون تا یه کم استراحت کنیم . میم یه کم خوابید و من و باری هم یه کم خودمون رو سرگرم کردیم و ساعت 5 عصر زدیم بیرون که بریم سمت سنترال وورد .  ما از طبقه دوم هتل وارد ایستگاه بی تی اس شدیم و بلیط برای هر سه مون گرفتیم که 66 بت شد و به سمت بیرینگ رفتیم و ایستگاه سیام پیاده شدیم .


سیم های برق که منظره شهر رو خیلی زشت کرده



از پله های بی تی اس اومدیم پایین و سمت چپ خیابون قدم زنان رفتیم و از جلوی مرکز خرید سیام پاراگون هم گذشتیم و رسیدیم به سنترال وورد که یه مرکز خرید خیلی بزرگه و ششمین مرکز خرید بزرگ دنیاست . انواع برندها رو میتونین پیدا کنید و یه فوود کورت بزرگ هم در طبقه آخرش داره
Yah.

















من دنبال لباس ورزشی مارک بودم البته با قیمت و تنوع بهتر از ایران که یه قسمت خیلی خیلی بزرگ بود که مارکهایی رو داشت که من اصلا" نمیشناختم ولی به قیمتا که نگاه میکردم مخم سووت کشید و کلا" از خریدشون منصرف شدم
. لباس شب هم میخواستم چون یه عروسی در پیش داشتیم که اون هم خیلی گروون بود .







بعدش رفتم سراغ قیمت لوازم آرایش که چند قسمت خیلی بزرگ داخل پاساژ به شکل استور بود که انواع مارکهای معروف رو داشت . من قیمت یکی از مارکها رو توی ایران میدونستم و مقایسه که کردم دیدم هم قیمته و چون به نظرم رسید که کیفیتی که توی بانکوک ارائه میشه اصل تر هست و خیالم راحت تره که جنسی که براش پول میدم اصل هست گفتم از همینجا میخرم . برام جالب بود که وقتی واسه دیدن و انتخاب وارد شدم اونجا یه میکاپ آرتیست داشت که اول بهم یه دستمال مخصوص با محلول پاک کننده داد که قبل از تست آرایشم رو پاک کنم و من رو به یک صندلی مخصوص هدایت کرد و من با آرامش تمام همه مواردی رو که میخواستم بخرم رو تست کردم و انتخابشون کردم . اونا هم خیلی راهنماییم کردند
. همین چند وقت پیش به تنها شعبه فروش اون برند در تهران رفتم جالبه که نمیشد تستشون کنی و فقط میتونستی روی دستت رنگ رو ببینی و من کلی الان خوشحالم که از بانکوک خریدم رو کردم و موکول به تهران نکردم چون اونوقت با دودلی باید خریدم رو انجام میدادم .





بعد از خرید کردن من تقریبا" کل طبقات رو چرخیدیم و رفتیم به طبقه آخر که ایستگاه خووب شکم بود . هنوز تازه ساعت 7:30 بود و ما میل به غذا نداشتیم و با دیدن بستنی های رنگ و وارنگ اونجا گفتیم بستنی بخوریم . بستنی من و باری هر کدوم 129 بت شد و مال میم سه اسکوپه بود و 139 بت شد . ما با خوردن بستنی کااامل سیر شدیم و خیلی هم خوشمزه بودند .







ساعت دیگه 8 شده بود که ما زدیم بیرون چون باید میرفتیم ام بی کی تا قبل از ساعت 9 و عکس سه بعدی شیشه ایمون رو میگرفتیم . من رسید رو همراهم آورده بودم . باز با بی تی اس 66 بت دادیم و بلیطا رو گرفتیم و سوار قطار خییلی خنک شدیم و با عجله رفتیم دم دکه و از دختر فروشنده عکسمون رو گرفتیم که خوب هم شده بود و من خوشم اومد ولی باری و میم اصلا دوستش ندارند نمیدونم چرا . من یه کم با دختره گپ زدم . اهل نپال بود و توی بانکوک تنها بود و کار میکرد و 5 تا زبان بلد بود و جالب بود میگفت توی دو سالی که توی بانکوک زندگی کرده هنوز نوشتن و خوندن تایلندی رو یاد نگرفته و فقط حرف زدن بلده . ازش خداحافظی کردیم  و بعد از همون دم در ام بی کی یه توک توک گرفتیم که ما رو ببره کاسانرود و 100 بت دادیم . البته باید بگین خا او سان رود .







ساعت 9:30 رسیدیم کاسانرود و تا ساعت 12 شب اونجا بودیم . یه خیابون شاد و سرزنده با جو خیلی خوب و تمامشون جوانهای اروپایی و آمریکایی بودند و اثری از عرب و هندی نبود . کافه ها با صدای موسیقی زیادشون محیط شادی رو ایجاد کرده بودند . ما یه کم دور زدیم و خرت و پرت ها رو تماشا کردیم و یه خرید کوچولو کردیم و رفتیم واسه نقش حنا روی بازوهامون .من نقش ستاره و باری پروانه و میم هم عقرب . ولی کار دختری که برامون انجام داد خوب نبود و خوب خوشبختانه چون ما قیمت خوبی باهاش طی کرده بودیم واسه همین اوکی بود برامون . دقیق یادم نیست ولی نفری کمتر از 150 بت دادیم و فکر کنم کلا" 400 بت دادیم .  اون شب دم یه کافه که نشسته بودیم و آدما رو تماشا میکردیم و باری هم کنارمون روی صندلی نشسته بود که یه پسر آمریکایی خیلی انگاری براش باری جالب بود و هی نگاه میکرد و به ما لبخند میزد .












واسه گرفتن این عکس 10 بت ازمون گرفت





شام هم مک دونالد توی همون کاسانرود رفتیم که 24 ساعته است و ناگت مرغ سوخاری و دو تا چیز برگر و دو تا نوشابه بزرگ با سیب زمینی شد حدود 400 بت و ما سیر شدیم و خسته با توک توک ساعت 12 شب بود که برگشتیم هتل و توک توک 120 بت شد  .











ما از کاسانرود خیلی خوشمون اومد و قرار گذاشتیم وقتی برگشتیم بانکوک باز هم یه شب بیایم .      




دوشنبه 7 تیر 1395 | نظرات ()





آسی

اسفند 1395
بهمن 1395
مهر 1395
مرداد 1395
تیر 1395
خرداد 1395
اردیبهشت 1395
اسفند 1394
بهمن 1394
دی 1394
آبان 1394
مهر 1394

سفرنامه تایلند روز هشتم
سفرنامه تایلند روز هفتم
سفرنامه تایلند روز ششم
سفرنامه تایلند روز پنجم
سفرنامه تایلند روز چهارم
سفرنامه تایلند روز سوم
سفرنامه تایلند روز دوم
سفرنامه تایلند روز اول
سفرنامه تایلند 2016 - قبل از سفر و در مسیر راه
سفرنامه استانبول روز هفتم
سفرنامه استانبول روز ششم
سفرنامه استانبول روز پنجم
سفرنامه استانبول روز چهارم
سفرنامه استانبول روز سوم
سفرنامه استانبول روز دوم

فرسنگ
سفر - کوچ سرفینگ - تجربه متفاوت
خاطرات ما
خاطرات سفر (شیما و علی)
سفرجویان

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0